على زمانى قمشه اى

401

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

1 . قديم‌ترين گاه‌شمارى ايرانى . در بررسى گاه‌شمارى ايرانى در دورهء پيش از تشكيل امپراتورى هخامنشى ، كه از آن به قديم‌ترين گاه‌شمارى ايرانى نيز تعبير مىشود ، توجه به ماهيت تقسيم‌بندى سرزمين ايران به دو بخش شرقى و غربى ، كه بويژه از نظر زبانى باهم تفاوتهاى بسيار دارند ، ضرورى است . پژوهش دربارهء گاه‌شمارى در اين دوره محدود مىشود به بعضى منابع بابلى براى گاه‌شمارى بخش غربى در همسايگى بين النهرين و معدود منابعى كه پس از اسلام ، دربارهء گاه‌شمارى بخش شرقى نگاشته شده است . در اين دوره ، مهمترين عامل براى طراحى گاه‌شمارى ، در نجد ايران ، ورود ساكنان آن به مرحله‌اى از اقتصاد مبتنى بر كشاورزى بوده است ، چرا كه در جوامع كشاورزى مدار ، وجود نوعى گاه‌شمارى شمسى براى تعيين موقعيت خورشيد و به دست آوردن زمان تقريبى فصول بسيار ضرورى است . درحالىكه همسايگى با بين النهرين و تماس دائم ساكنان غربى نجد ايران با تمدن بابل سبب شد تا ايرانيان ، بسيارى از اجزاى گاه‌شمارى بابلى را اخذ كنند كه در نتيجه ، نوعى گاه‌شمارى شمسى - قمرى در ناحى غربى ايران رواج يافت . اين تأثيرپذيرى در دورهء شاهنشاهى هخامنشى نيز ادامه يافت . در نواحى شرقى ايران ، رواج گونه‌اى گاه‌شمارى شمسى كه با گاه‌شمارى زردشتى شباهتهايى دارد ، تنها به استناد نوشتهء بيرونى تأييد مىشود . براساس نوشتهء ابو ريحان بيرونى در اين گاه‌شمارى ، طول متوسط سال 365 روز و يك‌چهارم روز در نظر گرفته مىشده و هر سال شامل دوازده ماه سى روزه بوده است . براى توالى كبيسه‌هاى اين گاه‌شمارى ، پس از هر شش سال يك ماه كبيسه براى جمع‌آورى پنج روز خارج از ماه‌هاى سال ، و پس از گذشت 120 سال يك ماه براى جمع‌آورى كسر شش ساعتى روزهاى سال اعمال مىشده است . طبق